درد
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٩  

اصلا واژه ندارم برای نوشتن

استادم، مشوقم ، بیدار کننده تمام انگیزه های شاعرانه ام....

نمی تونم اشکهام رو نگه دارم.... بد جوری دارن مسابقه می دن و پایین می آن! برای خودم هم عجیبه....

---- من ولی تمام استخوان بودنم

لحظه های ساده سرودنم

درد می کند.....ــــ

دکتر قیصر امین پور از میان کلمات شاعرانه و ساده و زیبا رفت.....

فاتحه ای نثار روحش کنید....