اشاره
ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۸  

دلتنگ توام مولا

لحظه هایم عطر تو را کم دارند

نگاه تو را ، صدای نجواهایت، دعاهایت را

 

این روزها بی رنگ و بو که می گذرند

این ثانیه ها و ساعت هایی که از پی هم

بی آنکه درنگی در غم نداشتن تو داشته باشند،

رنگ می بازند ؛

انگار  همه من را ذره ذره در خودشان می سایند و می روند

 

و من که نمی توانم تو را رها کنم

نمی توانم دلم را پیش هیچ کس دیگری هم ببرم

مثل دیوانه ها منتظر یک نوازش پدرانه نشسته ام

منتظر یک اشاره از سر مهر

 

امشب شب بزرگیست زیبای من

به یک اشاره مرا زنده کن.....