زخم

به نگاهت محتاجم

به شنيدن صدايت

و به يك دلگرمي پدرانه

تو كه مي داني

ديگر حتي نفس هم تنگ شده در سينه ام

احساس مي كنم

چيزي درونم مي شكند

احساس مي كنم

فريادي

        - بسيار بلند-

                          درونم را مي شكافد

"هيچ راهي پيدا نمي كنم و اين تلاطم ديوانه هم فرو نمي نشيند...."

 

 كمكم كن

باور كن ديگر توانش را ندارم

و نمي خواهم داشته باشم!!!!!

مي خواهم دخترك گريانِ خسته بي صبر  تو باشم

تا با يك سبد سيب تازه

يك سبد پر از نشانه و اعجاز

آرامم كني

مي خواهم ببينم و لمس كنم 

دوستم داري .....

مهربانم؛ 

لحظه هايم

                تو را

                        _و فقط تو را_ 

 كم دارد

... (عيدت مبارك )

/ 47 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلك

سلام. نيستی. ت. هم نيم ترم داری؟! آپم. وقت داشتی سر بزن.

تلواسه

سلام بانوی عزیز! تا بعد از اینترنت دورم .تاکی خدا می داند.دیدار ما ودیدار دیگرانی که ما راندیده اند.....

ش . ه

سلام مطلبهات خيلی قشنگه قطعا منظورت اون چيزی که من برداشت کردم نبوده اما خوب هر کسی به ديد خودش حرف می زنه خدا از دهنت بشنوه

نرگسی

عسر سيب هات مستم می کنه ....... بنويس مريم آسمانی ام

هانيه

سلام.... اگه منو كم داري خوب ميام موفق باشي به روزم سري بزن

نازنين

بانو! از نو دلتنگی... بارانی باشی.

گلك

سلام. چه طوری؟ بابا کجايی . سر نمی زنی چرا؟ دلم واست تنگ شده. منتظرتما.

عاکف

يک دنيا مهر و درود باز هم از لطف و بنده نوازی شما سپاس دارم تصمیم دارم به اعتبار نام سيب غزلی را شروع کنم با اين مصرع: در سبد نگاه تو سيب دلم رسيده است! دعا کن که زود تمومش کنم تا تقديم حضور کنم. آرزومن توفيق شما عاکف

ارام عاشق

سلام دوست قديمی مثله هميشه عالی بود دوست دارم حضور سبزت رو در کلبه فقيرانه ام داشته باشم

شادمهر

بارون به شيشه ميزنه پرنده پر نمي زنه به شب تنهايي من هيچ كسي سر نمي زنه هيچ كسي سر نمي زنه