وقف نگاه تو

 

دلم برای مهربانیهایت تنگ شده

نگاهت

صدای قدمهایت

آرامش لبخندت

حتی تلخی شیرین اخمت

دلم برای تو تنگ شده

چه قدر منتظر بنشینم تا معجزه ای در قلبم جاری شود و بنویسم؟

من تو را دوست دارم و از این دنیای بزرگ هم

به خودت قسم

فقط تو را می خواهم

یک نفس، یک لحظه تو را...

و بعدش هم دیگر دنیا را نمی خواهم

دوستت دارم، دلم می خواهد فقط تو را دوست بدارم و هیچ چیز و کس دیگری هم سهیم نباشد در این حس رها

دلم می خواهد این دوست داشتنهای رنگی روشن ، که عطر سیب دارند

فقط برای تو باشد و تو و تو وتو  

نگاه کن به قلبم

بیقرار و دیوانه می زند،

و می توانی در هر تپش کوچکش؛ نام زیبایت را بشنوی که تکرار و تکرار می شود....

و من دلم می خواهد حل شوم در این تپش ها

و زندگی ام وقف همین تپیدنها شود

وقف تو و نگاهت

 

/ 69 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

دلم برای مهربانیت تنگ شده...!! واقعا لذت بردم. خیلی قشنگ بود. ...!!

باران

سلام مهربان ... به زمزمه حیرت میان دو حرف دعوتی ... به دبدارم نمی آیی عزیز؟ ...[گل]

سوی باران

سلام مریم گلی من. به روز کردم. مشتاق اصلاحیه اتم.[گل][ماچ][گل]

بوی باران

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

زهرا.خ

سلام باغبان مهربون باغ سیب خیلی وقت بود که اینجا نیومده بودم چه قد عوض شده ای کاش زندگی من هم وقف تو شود و فقط تو را دوست بدارم

اسرار لینک دائمی تمامی وبسایتها این منم اسرار بازگو کننده رازهای ناگفته http://asrargity.persianblog.ir/

ساناز

به روزم عزیزکم بیا اونورا[گل]

سایه ی معشوق

سلام علیکم. از این که به خانه دوست سری زدید سپاسگزارم. باز هم دوست تو را میخواند.

[ماچ]