باور

سلام!

باورت می شود؟ باورت می شود من... ؟باورت می شود اين همه احساس يکدفعه سرازير شوند توی دلم و من درمانده‌‌   بنشينم و نگاه کنم و هيچ نگويم؟ باورت می شود از ترس هجوم احساس به تو پناه بياورم؟ باورت می شود؟

باورم بشود؟ يعنی باورم بشود به آرزويم نزديک ميشوم؟ باورم بشود نجواهای شبانه ام بی پاسخ نمی ماند؟ باورم بشود که روزی .......  باورم بشود يا همين طور ميان زمين و آسمان بمانم؟ دل خوش به يک نشانه و هراسان از هزاران ناديده و نا شنيده پنهان در پس فردا ها....

باران می بارد پدر زيبای پر از باران و آسمان و مهر من! باران می بارد و صدای ابرها و آسمان در دلم می پيچد! می دانی از آخرين سيبی که برايت چيدم چه قدر می گذرد؟ انگار يک عمر...   انگار دخترکی که سيبهای تازه دلش را هر روز برای تو ميچيد با من  هزاران سال فاصله دارد! انگار سيبهای سرخ ديروز با سيبهای سرخ امروز به اندازه يک دنيا واژه فرق دارند!

اما من هر جا که بروم و هرچه قدر هم سيب بچينم و هرچه قدر هم رنگهای تازه ببينم و هرچه قدر هم گم بشوم ميان هجوم ناشناس احساس ؛ باز هم عاشق تو می مانم! باز هم سيبها را از شاخه های زخمی دلم برای تو می چينم و هزاران ترانه ؛ هزاران اميد؛هزاران سلام تازه را همراهشان تا دل هميشه مهربان تو می فرستم....

اينقدر آشفته ام که چيزی برای گفتن نماند! خودت می دانی چه قدر محتاج دعايت هستم؛ پس فراموشم نکن...................................................

 

/ 52 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمد

سلام گل عزیز ممنون که گلبرگی بر قاف ما فکندی خدای خیرت دهد ، هم به دنیا هم به آخرت راستی امروز روز جهانی بیابون زداییه اگه من جای ای جرجی پدر سوخته بودم به جای اینکه رو سر ای ملت دنیا تند تند بمب و آتیش بریزم، دستور می دادم همه بیابونا رو گل بکارن........اونم مریم... باز گلی به جمال ای هولندی ها، کمی به ای توصیه ما عمل می کنن.... پس موقتا آی لاو ندرلند......

باران

سلام. چه ها ميبينم؟ خيال است آيا؟ .. چه مينوشم؟ اين جام وصال است آيا .... يا علی

سميه

خيلی خوشگل بود .موفق باشی .اما بايد يه باد ديگه هم بخونمش

ارزو

دسته گل سرخی تقديم نو شته هايت همچون شقا يقها باشی عاشق ولی جا ويد

باران پنج شنبه ها!

سلام انقدر بارون زياد شده که بايد خودمو اينجوری معرفی کنم.خوبی عزيزم؟من دلم بدجوری تنگه.تنگ نوشتن.تنگ شعر خوندن.تنگ زير بارون قدم زدن...ولی وقتی مجبور باشی به جای دلتنگيات سراغ از درس و کتاب و امتحان بگيری چی ميشه؟به زودی خلاص ميشم.و دوباره می نويسم.اين بار يه شروع بهتر... دوست دارم...

پرنيا خانم

سلام خانومی.نوشته هات به دل ميشنن.معلومه از ته دلته.بازم ميام

پریسا و پدرام

سلام عزیزم مرسی که اومدی گلم اونم کشککی : دی در مورده اسمه بلاگ چون ما اطمینان داریم عزیزم اگه عاشق باشی میدونی چی میگم پتو حرفات یه احساسی دیده میشه که نمیتونم بگم فدذات بشم مرسی از حضوره خوشگلت بوووووووووس فدات بابای

پریسا و پدرام

راستی بلاگت اولین بلاگه پرشینی بود که سریع باز شد.. ایول...

هانیه

اندکی صبر سحر نزدیکست................ :)

حسن

خيلی خوب بود اگه ميشه چندتا عکس قشنگ هم بزن