مرهم

 

برای این همه واژه زخمی

به دنبال مرهم می گردم

می شود با سرانگشت نگاهتان، این درد کشنده را پایان دهید؟

***

تازه فهمیده ام که قلبم بی تو بودن را تاب نمی آورد مولا، این واژه های زخمی، حاصل همان چند روز دوری از شماست... اینها همان واژه های زندانی ای هستند که مجالی نبود در نیایشهای شبانه ام برایتان بنویسمشان...

من به سیبهای باغم اعتقاد دارم، به دستان نیایش شما، به خوشه ای از همان لبخندهای آشنا و به آن دستان قدرتمندی که در اوج تاریکی به دادم رسید...

آخ که چه قدر دوباره در سایه امن تو بودن لذت بخش است... آخ که چه قدر دلم هوای یک جرعه سیب داشت با عطر نگاه تو

وای مولای نازنین من... عزیز دلم...

چه قدر  عاشق تو بودن شیرین است، و چه بی قدر است دلی که یک نفس با تو بودن را با چیز دیگری عوض کند.

 و چون بی قدر تر از آنم که عاشقم نام نهند، بگذار همین "رویای عاشق بودن" مرا غرق کند... غرق نور، شادی، رهایی....

یک دنیا ممنونم که نگذاشتی به اوج پوچی سقوط کنم

اینک دوباره همینجایم

کنار سیبهای دلم ، کنار نرگسستان تو و عطر نگاه و لبخندت...

بی اندازه دوستت دارم

تا همیشه مریم تو

 

/ 68 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرین

خوش به حالت که این جور احساسها رو در این زمینه ها داری من دوست داشتم داشته باشم ولی چه کنم که به شناختی که تو رسیدی نرسیدم.برام دعا کن منم مثل تو بشم.بوس بوس

عاشق

سلام بر مریم باغبان باغ سیب! شرمندم که یه مدتی بهتون سر نمی زدم. ولی الان که اومدم همه مطالب این چند وقت رو خوندم،‌ خیلی زیبا بودن لذت بردم. مخصوصاَ آخریش. شما مثل ما نباشید زیاد به ما سر بزنید. التماس دعا یا حق

بوی باران

سلام دل بندم. خوشحالم که این بار هم زمان بی حساب شدیم![خنده] مریم گلی خودم الهی بمیرم که اینقده سرت شلوغه که ب رو از س تشخیص نمی دی. عزیزم عکسو توی بوی باران گذاشتم! اصلا برا همینه که این همه دوستت دارم عزیزم. خواب، خوش.[گل]

ساناز

کجایی دوستم؟[ناراحت] بیا پیشم[گل]

بوی باران شجاع

سلام سیده ی [گل]، ای الهه ی اخلاق[شیطان] عزیزم قبلا قبلنا بهت سفارش کرده بودم که وقتی خسته ای و حوصله نداری و کشتیات غرق شده و اینا به سراغ صفحه نظراتت نری. آخه خیلی خطرناک می شی. ببین جیگرم من که نمی تونم روش حرف زدنمو با مریم گلی ام تغییر بدم. به دو دلیل: یکی این که سابقا من طنز نویس بودم. درسای ارشد تا حدی "آدمم" [قهقهه]کرده! دوم این که من معمولا سر به سر دو دسته می ذارم: یکی اونایی که خیلی خیلی خیلی دوستشون دارم. باور کن اینو دارم جدی می گم. دیگه اونایی که ... خوب، به بحث ما ربطی نداره. راستی من از سیدا خیلی می ترسم! یعنی از خشمشون و آهشون. کرتیم، چاکرتیم، صدبرابر مخلصتیم و ...[گل][گل][گل][گل][گل] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] تا نگی راضی شدی ول نمی کنم. هی پیام میدم [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

بوی باران شجاع

اگه جای عکسا توی وبلاگم یه مربع با یه ضربدر می بینی راست کلیک کن و show picture رو فعال کن شاید عکسا رو ببینی. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] حیف که سیدی و امروز جمعه س وگرنه بهت می گفتم که: خیلی بداخلاقی قربانت اخموی نازنین من[گل]

بوی باران شجاع

راستی هابی نه و سرگرمی! فارسی را پاس بدار. برو خدا رو شکر کن که قصد ندارم بکنمش حکایت لباس پادشاه اندرسون! یه فکری برای رایانه ات بکن ارادت فراوون کرتیم[گل][گل][گل][ماچ][ماچ][ماچ]

محمد

سلام سینه ای کزمعرفت گنجینه اسراربود کی سزاوارفشارآن درودیواربود خسته نباشید درصورت تمایل به تبادل لینک خبرم کنید التماس دعا