دلتنگی

 

دلتنگی‌های من گاهی جنس اشک می‌شود، گاهی جنس بغض، گاهی جنس سکوتهای طولانی‌ای که در لحظه‌های بدون هق‌هق کش می‌آید...

گاهی در شلوغی‌ خیابان‌ها صدایت می‌کنم، در همهمه راهروهای دانشکده، در صف طولانی تاکسی، در سنگینی عصرهای خسته و بنفش رنگ، در نفس کشیدن های بی امان میان شاخه های ترد و لطیف نرگس...

صدایت می‌کنم و منتظر می‌مانم تا عطر حضورت بپیچد در باغ سیب.

 

سیبهای خاک گرفته و کدرم را چیده ام رو‌به‌رویت... سیب که بی نگاه تو شفاف نمیشود، درختها که بی نگاه تو شکوفه نمی کنند و بار نمی دهند، بهار که تا تو صدایش نکنی، قدم نمی گذارد به این ویرانه سوخته .

آشفته می نویسم...

دلتنگم و تردید شعله میکشد در جانم... دلتنگم و راه انگار گم شده باز، دلتنگم و تورا کم دارم ... خیلی خیلی خیلی زیاد تورا کم دارم... دلگرمی های تو را کم دارم... نوازشهای پدرانه ات، محبتها و اخم و توبیخ هایت را حتی...

میدانی، آن تنفس رها را کم دارم... آن نفس هایی که نام تورا تکرار میکرد... آن صبح و ظهر و عصر و شب و نیمه شبی که در بهانه با تو بودن و از تو گفتن گم میشد...

لبخند تو را ... بله، همان لبخندی که تمام شادی های عالم را میریخت توی قلبم... من با تو نفس ها کشیده‌ام و یادم نمی‌رود عطر در آن لحظه ها زیستن را...

نشسته ام این گوشه باغ، تنها، لرزان، خسته و ... امیدوار!

اگر گذارت به این حوالی افتاد، یک نیم نگاه روشن بینداز و بگذار دوباره سبز شوم...

یک مرهم برای زخم عمیق دلتنگی ام جور کن...

دستان دعایت را بی اندازه محتاجم زیبای من

/ 16 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارام عاشق

سلام ابجی گلم خوبی دلم خیلی برات تنگ شده بود خیلی خسته ام خسته خیلی هم دل تنگم دوستت دارم فدات شم بای

m.e

درود بر شما وبلاگ زیبایی دارید. موفق باشی ام - ای www.takavaran-tondar.tk

رائف

این غرل(سیب)ازاکبردرخشان رادرج میکنم تاسیبستان شوید: یک سیب ازکرانه ی باغت توراخدا شاهابه این گدابده اجرتوباخدا آن سیب بال بست وبه خاکم هبوط کرد این سیب بال می دهدم بازتاخدا ای باغبان شنیده ای ازدوش تاسحر گل ناله های بلبل سرگشته باخدا؟ ای سیب دیشبت غزلی گفته ام بلند جمله خداست واژه خداوهجاخدا بااشک اشک این غزل شورراست بود فریادسیب سیب ودعای خداخدا آه ای درخت سیب من ای نخل آرزو شیرینی تمام توخرماست یاخدا؟! برکشتی غزل که نشینیم می شود دریاخداوموج خدا،ناخداخدا اینجاانالحق ازمن من،صورصادق است گل ندبه های صبح بجا،نابجاخدا

افسانه

با سلام خواندم دلتنگی هایت را دلتنگی‌های من گاهی جنس اشک می‌شود، گاهی جنس بغض، گاهی جنس سکوتهای طولانی‌ای که در لحظه‌های بدون هق‌هق کش می‌آید... [دست] خواندم ولذت بردم دلنشین بود

نیلوفرانه

مریم بانوی عزیز و نازنینم سلام گل بانو چقدر خوشحالم که دوباره میتوانم در باغ زیبای سادات قدم بزنم هوای اینجا روحم را تازه میکند و دلم را آرام حسابی دلتنگت بودم. هر چه می آیم که بیایی اما قبول نمیکنی بدان که با قلبم دوستت دارم شادی و سلامتی و آرامشت بینهایت گل بانو در پناه دوست باشی[گل][قلب]

صبا

سلام باغبا نا باغ تو پر میوه باد سبزه ات شاداب وقلبت شاد شاد مریم السادات و سیب سبز سبز برگ سبز و ساقه سبز و ریشه سبز سبزی فکر و کلامت روشن و روشنگری لحظه هایت عطر مهدی اصل هر روشنگری

امیر

سلام از خانم/آقای صبا !! به خاطر این شعر فوق العاده شون خیلی تشکر میکنم، فوق العاده زیبا بود، ممنون :-)

نرگسی

سلام گل مریم باغ مهربانی می دونی دلتنگی هات از جنس عاشقی ست و کیمیایی که نمی شه روش قیمت گذاشت . دوستت دارم و بسیار دوستت دارم [لبخند][گل]

....

سلام. عمری است که از حضور او جا ماندیم / در غربت سرد خویش تنها ماندیم / او منتظر ماست که ما برگردیم / ماییم که در غیبت کبری ماندیم....... دعا که می کنید؟![گل]