التماس

همسایه های عزیز باغ سیب

دوستان همیشه همراه و خوب من

مدتی است که سیب تازه نداشته باغم.... آمده اید به امید چیدن سیبی یا دقایقی مهمان شدن یا لحظاتی خستگی گرفتن زیر سایه درختان ولی ....

امشب که حال دلم خیلی خیلی بد است، یعنی باغم را در حال ویران شدن می بینم و خودم را در یک قدمی نیستی، آمده ام قسمتان بدهم به همان لحظه های زیبای به یاد ماندنی ای که باهم داشتیم، به همه آن اشکهایی که باهم ریختیم و لبخندهایی که با هم زدیم، به همه آن شوق ها و شور ها و مهمانی ها و سبزه ها و چه می دانم، تمام آن خاطرات مشترکمان از همسایگی....

دعایم کنید...

همین

 

پی نوشت: خواهش می کنم چیزی نپرسید، هیچ توضیحی ندارم.... فقط ملتمس (به معنای واقعی عجز و التماس) دعاهایتان هستم

........

 

/ 12 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

هنوز در شوک این پست غوطه ورم.امیدوارم در اولین فصت بتونم یه نظری بدم... دلا بسوز که سوز تو کارها بکند / نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند...

[گریه]

امیر

سلام همیشه و هروقت که میومدم اینجا موهای تنم سیخ میشد، این دفعه هم سیخ شد ولی یه جور دیگه. امشب، دعای کمیل، حرم آقاجون، همین. خدایا تو رو به سفیدیه دل، پاکی، صافی، صداقت این باغبون عزیز قسم میدم، اگه صلاح میدونی گره از مشکلش وا کن...

زهرا ماه باران

سلام مریمم.مریمم که دوست خوب منی.که همیشه دوستت دارم...لحظه ی اذانه الآن و من جز اینکه بگم خدایا حال دوست خوب منو خوب کن... چیزی نمی تونم بگم...تو هم واسه من دعا کن عزیز دل که...

آيه هاي دلنشين

سلام با اينهمه تنهايي چطور بايد كفايتم كني…؟ …. مهمان خداي خود باشيد در آيه هاي دلنشين تو بيا… ببين چگونه به دلت مينشيند نازنين … يا علي

حیران

سلام فرا رسیدن محرم و قتل عام مردم بی دفاع غزه رو بهت تسلیت میگم وبلاگ جالبی داری خوشحال میشم سری به منم بزنی موفق باشی

حیران

و امیدوارم که مشکلت حل بشه و سرزنده تر از قبل باز هم ادامه بدی

...

شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست / اما تو با چراغ بیا تا ببینیم... هر وقت به اینجا سر می زنم و این پست آخر رو می بینم حالم اساسی گرفته می شه. می خواستم خواهش کنم اگه ممکنه یا برش دار یا تغییرش بده...

علی کریمان

اتفاقا این جاها خوبه آدم بعدا نگاه می کنه می بینه غصه هاش چطوری محو و زایل شدن