مرا رها مکن

وقتی صفحه صفحه مرا می خوانی   صدايم کن!
وقتی تمام واژهای دلم را می بيني, وقتی مرا خط به خط می فهمی ,وقتی در دلم نهال عشق می نشانی, وقتی دعايم می کنی تا نلغزم , وقتی از تمام بديهايم چشم میپوشی,وقتی تمام روز در دلم غوغا به پا می کنی ,   وقتی سلامهای کوچک تنهايم را پاسخ می گويی............

صدايم کن ......................................................

                    من به طنين شيرين صدای تو محتاجم.... من از تنهايی ميميرم من از هجوم اين همه نگاه پرسش گرِ من از زخم هزاران خاطره ميميرم....

پدر

رهايم مکن.

من بسيار خسته ام .

تمام اميد های طلايی وجودم ,خرمن خرمن خنده هايم,دنيای شاد کودکانه ام , افسانه های رنگارنگم, حتی اشکهايم!!!!! ديگر به ياری ام نمی آيند . من بسيار تنهايم.....

فقط رهايم مکن

/ 22 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

مریم جون سلام.خوشحال می شم به کلبه من هم سربزنی.

Ayeh

صدا کن مرا....صدای تو خوب است....چه زلال و صميمی نوشته ای! کلی آرامم کرد. ممنونم از حضورت. باز هم به من سر بزن......يا منجی

باران

بازم من اومدم مريمی.خوبی عزيز؟کم می نويسی اما خيلی زيبا.بهت تبريک ميگم.بازم آپم.ممنون از اينکه نظراتتو بهم ميگی.

ارام عاشق

سلام خوبين مر۳۰ که به کلبه من سر میزنی مطلبت عالی بود مثله همیشه فدای تو بای

فاطمه

سلام مریم جون.من آب کردم بهم سربزن.

صبا

وايييييييييييييييييييييييييييی درست روزه تولد من به روز کردی.